![]() |
![]() |
|
| گاهنوشتهای پویان مقدسی |
|
جمعه صبح بیست و هشتم تیر، با خبر ناگوار درگذشت خسروی سینمای ایران، جمعه ی غمگینی شد. و عصرش دلگیرتر از همیشه. مرگ و مردن و رفتن همیشه و برای همه هست. طبیعت زندگی ست. اما مرگ هنرمندان خوب و دوست داشتنی و بزرگ، تمام منطق ها را از بین می برد. قلب انسان را فشرده می کند. انسان را به سال ها خاطرات و لحظه های خوش پرتاب می کند. آدم را به این فکر می اندازد که از فردا دیگر این هنرمند جان باخته در میدان نخواهد بود. و تنها خاطره هایش می ماند. خسروی آشفته ی "هامون"، خسروی گردنه گیر "روزی روزگاری"، خسروی مبارز "مدرس"، خسروی مهربان و خنده روی "خانه ی سبز"، خسروی عجیب و غریب "کاغذ بی خط"، خسروی دودآلود "رئیس"، خسروی دلنازک "اتوبوس شب"، و ده ها خسروی ناب دیگر، از صبح در مقابل چشمانم جان دوباره می گیرند و عمق داغی را که بر پیکر سینمای ایران و دل های مردم نشسته را هویدا می سازد. زنگ صدایش در گوشم بلند بلند می نوازد. آنونس جشنواره ی امسال ... خسرو بازیگر درخشانی بود. از جنس ناب. از جنس پاک. به هر شکلی در می آمد. همیشه و در هر نقش، چه کوتاه و چه بلند، به یاد ماندنی بازی می کرد. نقش را در ذهن مخاطب حک می کرد. خسرو هم از آن جنس های بی تکرار بود. خسرو شکیبایی ... این اواخر بر حسب اتفاق دیدمش، شکسته شده بود. پیر شده بود. اما به مرگش فکر نکرده بودم. هرگز. حالا حالا ها سینمای ایران نیازمند او بود. نیازمند حضور درخشانش. اما افسوس که هیچ وقت، هیچ چیز به میل ما پیش نمی رود. روحش شاد و راهش پر رهرو
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 16:49 توسط پویان مقدسی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
(عکس بالا از ناصر تقوایی است) چه زیباست، به احترام کسی که می نویسد، چه خوب و چه بد، چه با ارزش و چه بی ارزش، از استفاده ی بدون اجازه ی نوشته هایش خودداری کنیم ...
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 |
|
RSS
|