![]() |
![]() |
|
| گاهنوشتهای پویان مقدسی |
|
وقتی به تاریخ سینمای داستانی نگاه میکنیم، به خوبی تأثیر عمیق ادبیات بر روی آن را لمس میکنیم. در واقع بدون شک روایتگری در سینما از ادبیات وارد این عرصه شده و تکامل یافته است. اما با گذشت زمان و پیشرفت سینما، شاهد تأثیر سینما بر ادبیات هم هستیم. ادبیات مدرن امروز در حرکتی همسو و نزدیک و تنگاتنگ با سینماست. قابل مشاهده است که ادبیات پس از ظهور پرقدرت سینما و تحت تأثیر آن، به سمت تصویرگرایی بیشتر حرکت کرد و در کنار آن دقت و توجه به جزئیات و ظرایف هم به ادبیات اضافه شد. همچنین نمی توان از تأثیر عمیق ساختارها و فرمهای سینمایی به ادبیات هم قافل بود. به راستی در طول صد سال اخیر شاهد اثرگذاری دو طرفهی این دو عرصهی هنری بر روی یکدیگر بودهایم و به خوبی قابل درک است که همیشه این دو عرصه در طول زمانهای مختلف به داد هم رسیدهاند و در تکامل یکدیگر سهیم بوده اند. من می خواهم در این متن، از تاثیر ادبیات بر سینمای ایران در طول تاریخ صد سالهی خود بنویسم. پای ادبیات و اقتباس به سینمای ایران سالها پیش باز شد. اولین اقتباس ادبی سینمای ایران در سال ۱۳۴۷ با فیلم "آرامش در حضور دیگران" ناصر تقوایی، از نوولی با همین نام از غلامحسین ساعدی انجام می شود و امروز چهل سال از آن می گذرد. و چند ماه پس از آن داریوش مهرجویی با اقتباس دیگری از غلامحسین ساعدی و "عزاداران بیل"، با فیلم "گاو" وارد این عرصه میشود. این دو فیلم شروع عالی و درخشانی برای این نوع سینما بود، زیرا هر دو فیلم تبدیل به آثاری ماندگار و بیتکرار در تاریخ سینمای ایران شدند. وقتی نگاهی به زمان ساخت و تاثیر این دو فیلم میاندازیم، به خوبی متوجه میشویم که سینمای ایران با همین دو اقتباس قوی رنگ و بوی تازهیی به خود میگیرد و وارد دورهی تازهیی از عمر خود میشود. این دوفیلم بعد از "خشت و آینه" ابراهیم گلستان و "شب قوزی" فرخ غفاری، کلید ورود سینمای ایران به سینمای روشنفکری و آوانگارد هستند. پس از این دو فیلم، فقط تعداد کمی از فیلمسازان جوان، دانا و آشنا با ادبیات وارد عرصه سینمای اقتباس شدند و تا انقلاب 57 چندین فیلم اقتباسی ارزشمند از ادبیات ایران و جهان را ساختند. بعد از این دو فیلم، مسعود کیمیایی با فیلمهای "داش آکل" از صادق هدایت، و "خاک" که اقتباسی از داستان بلند "آوسند بابا سبحان" محمود دولت آبادی بود، دو فیلم اقتباسی مهم دیگر را میسازد. بهمن فرمانآرا هم فیلم "شازده احتجاب" از هوشنگ گلشیری را جلوی دوربین میبرد. زکریا هاشمی هم رمان "طوطی" نوشتهی خودش را فیلم می کند. ناصر تقوایی هم بار دیگر فیلم "نفرین" را بر اساس داستانی از میکا والتاری می سازد و بعد از آن با مجموعهی تلویزیونی درخشان "داییجان ناپلئون" ایرج پزشکزاد، چهرهی دیگری از اقتباس ادبی را در عرصه تصویر به تماشا میگذارد. امیر نادری هم در همین سالها، فیلم "تنگسیر" را بر اساس داستانی از صادق چوبک میسازد. در همین راستا، داریوش مهرجویی بار دیگر با داستان آشغالدونی غلامحسین ساعدی، فیلم "دایرهی مینا" را میسازد که یکی از برترین ساختههای این فیلمساز است. پس از انقلاب به دلایل سیاسی و اجتماعی بسیار، که شرحش در این مقام نمیگنجد، بار دیگر بین سینما و ادبیات فاصلهی عمیقی ایجاد میشود و دیگر اثر چندانی از سینمای اقتباسی دیده نمیشود. و یا اگر دقیقتر نگاه کنیم در این سالها ایدههایی از داستانهای مشهور گرفته شده، اما دیگر در تیتراژ و یا صحبتهای دستاندرکاران سخنی از نویسنده یا داستان اقتباس شده به میان نمیآيد. در سالهای پس از انقلاب فیلم "ناخدا خورشید" ناصر تقوایی، که برداشت آزادیست از "داشتن و نداشتن" همینگوی، باز هم اولین فیلم اقتباسی درخشان پس از انقلاب است. پس از آن مجموعهی "قصههای مجید" بر اساس داستانهای هوشنگ مرادی کرمانی توسط کیومرث پوراحمد ساخته می شود، و بعد نوبت داریوش مهرجویی و ساخت فیلم عالی "درخت گلابی" بر اساس داستان گلی ترقی ست. این سه فیلم برترین فیلمهای اقتباس چند سال گذشتهی سینمای ایران هستند. متاسفانه در سالهای اخیر، حافظهی من تنها به ساخت فیلم "گاو خونی" بر اساس داستان جعفر مدرس صادقی توسط بهروز افخمی قد می دهد و دیگر هیچ. شاید فیلمهای اقتباسی دیگری هم در این سالها ساخته شده باشند، اما یا ارزش سینمایی چندانی نداشتهاند، یا نویسنده و کارگردان، نام نویسندهی اصلی را پنهان کردهاند. اما امروز، دوباره سینمای ایران با فیلم اقتباسی موفق دیگری روبهروست که باز هم می تواند مانند فیلمهای نام برده شده در دورههای مختلف، در تاریخ سینمای ما و در شرایط خاص امروز، اتفاق مهمی باشد. "کنعان" ساخته مانی حقیقی بر اساس داستان تیر و ستون (تخته) آلیس مونرو اقتباس شده و امروز روی پردههای نقرهیی سینما خودنمایی میکند. وقتی به نام و اعتبار این آثار اقتباسی نگاه دقیقی میکنیم، به خوبی متوجه وزن و ارزش این فیلمها در تاریخ سینمای کشورمان میشویم. به خوبی دریافت میکنیم که در چه برهههای مهم و اساسییی سینمای اقتباس به داد سینمای ضعیف و ناکام هر دوره رسیده است و روح تازهیی به آن دمیده است. با این نگاه، به خوبی و آشکار به ارزش پیوند ناگسستنی سینما و ادبیات هم پی میبریم. پیوندی که به نظر من امروز با شکلگیری قوی و مجدد خود میتواند سینمای ایران را از این انفعال و نقصان فیلم خوب بیرون بیاورد. داستانهای کوتاه، نوولها و رمانهای بسیاری از نویسندگان داخلی و خارجی ارزش و ظرفیت فیلم خوب و ماندگار شدن را دارند، و می توانند با ساخته شدنشان غنا و ارزش تازهیی به سینمای ایران هدیه کنند. در سینمایی که نویسندگان آن در این روزها به شدت با کمبود موضوع روبهرو هستند، چرا نباید به سینمای اقتباسی نگاه دوبارهیی شود ؟ البته ناگفته نماند که نویسندهی فیلمنامهی اقتباس هم باید دارای تواناییهای ادبی و فرهنگی خاص باشد، تا بتواند از پس برگردان یک متن ادبی به متن سینمایی برآید. این کار اگر بخواهد درست انجام شود، هیچ دستکمی از نوشتن یک فیلمنامهی کامل ندارد و شاید در جاهایی سختتر و دشوارتر از فیلمنامهی عادی هم پیش برود. به نظر من این روزها دوری سینماگران از ادبیات، مهمترین عامل کاهش ساخت فیلمهای اقتباسی است. متاسفانه سینماگران نسل تازه، بیشتر فیلمبینهای حرفهیی هستند تا کتابخوانهای حرفهیی، و همین موضوع باعث فاصلهی آنها از ادبیات جهان و عدم استفاده از محصولات آن در آثارشان شده است. جالب اینجاست که سینمای جهان و به خصوص آمریکا هم، در تمام دورههای پرفراز و نشیب تاریخ خود، هیچگاه از پیوند زدن این دو عرصهی هنری ناب غافل نشده است و تقریبا فیلم اکثر آثار ادبی جهان ساخته و یا اقتباس شده است. پویان مقدسی.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 23:7 توسط پویان مقدسی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
(عکس بالا از ناصر تقوایی است) چه زیباست، به احترام کسی که می نویسد، چه خوب و چه بد، چه با ارزش و چه بی ارزش، از استفاده ی بدون اجازه ی نوشته هایش خودداری کنیم ...
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 |
|
RSS
|