تبليغاتX
واژه‌ی سرخ
گاهنوشت‌های پویان مقدسی
 

خواهش می کنم این چند جمله از خانم "نیکی کریمی" در مصاحبه‌ی تازه‌شان با نشریه مشق آفتاب را عمیق بخوانید :

"نیکی کریمی در ادامه مصاحبه جنجالی خود گفته است :چرا هنرمندان را با نقدهای غیر کارشناسانه مورد بی مهری قرار می دهیم که منزوی شوند.علی حاتمی تا زنده بود همیشه مورد انتقاد بود یادم می آید سر فیلم مادر برایش نوشتند که چه فرقی می کند چای را درسماور برقی دم کنیم یا سماور ذغالی.
سر امیر نادری بلایی آوردیم که آنقدر از ما دور شد که انگار از اول هم با مانبود. ناصر تقوایی را خانه نشین کردیم و روزی نیست که به کیارستمی فحش ندهیم. بیضایی هر ده سال یکبار فیلم می‌سازد؛ خسرو شکیبایی همه چیز را در خودش ریخت و دق کرد و رفت و مسعود کیمیایی هم دیگر نمی‌تواند خودش باشد. اینها همه تبعات نگاه جوانمرگ پسند منتقد است .حالا در مطالبشان مرتب حسرت سینمای هالیوود را می‌خوردند ولی هیچ وقت نمی‌نویسند منتقدان در هالیوود کاری می‌کنند که کلینت ایستوود در ۹۰سالگی احساس زندگی وجوانی می‌کند."

عمیق خواندید ؟ به نکات ظریف و عموما عجیبی که این بازیگر مطرح سرزمین‌مان گفته است دقت کردید؟ من منتقد سینمایی نیستم و اصلا قصد دفاع از این قشر در برابر این حرف‌های خانم کریمی را ندارم. قصد من رو کردن بازی‌یی ست که این ملت از زبان به اصطلاح روشنفکرش می‌خورد. واقعا نمی‌فهمم این جملات حاوی چه معنایی ست ؟ تنها چیزی که می‌فهمم این است که دل خانم کریمی از منتقدان پر بوده و یک سری حرف‌های بی ربط را با قاطی کردن نام بزرگان و مشکلات آن‌ها در فیلم‌سازی به خورد مصاحبه‌گر و مردم داده‌اند. حرف‌هایی که بدجوری آدم را به هویت و شخصیت این بازیگر و دیگرانی چون ایشان مشکوک می‌کند. واقعا منتقدان بلایی بر سر امیر نادری آوردند که از ایران رفت ؟ حقیقتا ناصر تقوایی به دلیل حرف‌ها و نقد‌های منتقدان در طول سی سال سه فیلم ساخته است ؟ آیا واقعا به دلیل این منتقدین است که بیضایی ده سال یکبار کار می‌کند ؟ شکیبایی از نقد‌‌های بد دق کرد ؟ مسعود کیمیایی به خاطر منتقدان، دیگر خودش نیست ؟ در آخر هم یادتان رفته بگویید فیلم آخر مهرجویی را منتقدان توقیف و سانسور کردند !
واقعا چه می‌گویید خانم کریمی ؟ آدم شک می‌کند که شما در این سرزمین و این سینما سی فیلم بازی کرده‌اید. به نظر می‌آید نام تمام این به سکوت کشیده شده‌ها را آوردید که بگویید چرا به آقای کیارستمی انتقاد می‌کنند. هدف شما از این حرف‌ها فقط این موضوع است و دیگر هیچ. واقعا یا نمی‌دانید یا خودتان را به ندانستن زده اید، یا می‌خواهید از چیدن این اسم‌ها در کنار هم نتیجه‌های خاصی بگیرید.

واقعا قابل درک نیست که جملات این بازیگر مطرح در این مصاحبه چه معنایی در پس خود دارد. هدف درآوردن توپ سانسور و بگیر و ببند از زمین دولت و وزارت ارشاد، و انداختنش به زمین منتقدان است ؟ یا واقعا از سر ندانستن ؟ من که بعید می دانم از ندانستن باشد. امیر نادری، ناصر تقوایی، بهرام بیضایی و مسعود کیمیایی و داریوش مهرجویی کارگردانان اجتماعی‌ساز این سینما هستند. اگر کمی به سابقه‌ی سینمایی آنها نگاه کنید به خوبی متوجه می‌شوید. اگر نادری از ایران رفت و تقوایی مدام کارهایش را نیمه کاره گذاشتند و بیضایی ده سال یکبار فیلم ساخت برای این است که این چند فیلمساز، حاضر به تن دادن به خواست‌های دولت نبوده و نیستند. یا آنچه خواسته‌اند ساخته‌اند یا سکوت را برگزیدند. اما اگر کیمیایی دیگر کیمیایی سابق نیست یا مهرجویی فیلم اجتماعی نمی‌سازد، دلیلش منتقدین نیستند، دلیل این است که این دو کارگردان مانند بیضایی و تقوایی و نادری بر روی اصول و موضوعات خاص پافشاری نداشته و به همین دلیل همیشه کار کرده‌اند اما نه در حد کمال توانایی‌های خودشان. آقای مهرجویی نتیجه‌ی ناپرهیزی‌اش را در سنتوری گرفت و ما همه دیدیم. دلیل این سکوت و تغییر، سیاست‌های سینمایی دولتی‌ست که از نمایش واقعیت‌های جامعه می‌ترسد و این چند فیلمساز که بهترین‌های این عرصه بودند و هستند حالا در سکوت و یا دوری از عرصه‌ی فیلم اجتماعی ساختن به سر می‌برند. این موضوع چه ارتباطی به منتقدان دارد ؟

در مورد زنده‌یاد علی حاتمی هم حرف بسیار است و به خوبی هویداست که از جنس این نام‌هایی که در بالا بردم نبود و همیشه به همین دلیل بی‌دغدغه در سال‌های پس از انقلاب کار کرد. عباس کیارستمی هم از جنس خاص خودش است. فیلم‌سازی که بیشتر دنبال مسائل ذهنی و دغدغه‌های فردی‌ست تا اجتماعی، البته چند کار قوی اجتماعی هم دارد که امروز دیگر اعتقادی به آنها و آن سینما ندارد. علی حاتمی و عباس کیارستمی در سال‌های بعد از انقلاب نه سانسور شدند و نه کارشان به تعطیلی کشیده شد. هر چه خواستند ساختند. دلیلش هم نگاه تغییر یافته و منعطف و دور از مسائل روز اجتماعی آن‌ها در فیلم‌هایشان است. یعنی نگاه بی‌خطر.
حالا اگر منتقدان به سینما و نگاه تازه‌ی عباس کیارستمی که تمام گذشته خودش را هم در سینما رد می‌کند، انتقادی دارند چه ربطی دارد به دیگر نام‌هایی که این بازیگر در مصاحبه‌اش برده و همه را در یک کفه‌ی ترازو سنجیده است ؟ من نمی‌فهمم و نکته‌ی انحرافی درست همین جاست !

این طور حرف زدن‌های غیر مسئولانه که بیشتر شبیه زد و بند‌های خاص است منحصر به ایشان نیست. متاسفانه مدام از این جملات به یاد ماندنی از این و آن می‌شنویم. چندی پیش آقای کیارستمی گفته بودند که "ایران بهشت فیلم‌سازان است" و چند روز پیش هم مانی حقیقی سخنانی با همین مضمون زده‌اند که بسیار عجیب است. سخنانی که تیتر می‌شود و آدم را رنج می‌دهد و روحش را سوهان می‌زند. این حرف‌ها و لاف‌ها، هیچ دست کمی از دروغ‌های شاخدار مسئولین کشور ندارد که اقتصاد ایران را در جهان اول می بینند و یا ایران را آزادترین کشور دنیا قلمداد می‌کنند. به هر روی این روزها روزهای رو شدن دست‌هایی ست که دانسته و یا نادانسته آب به آسیاب دشمنان فرهنگ و هنر و آزادی می‌ریزند و باکی هم از فردا ندارند، زیرا فردا هم می‌شود در برابر این ملت ساده‌لوح رنگ عوض کرد.

اگر نمی‌شود حقیقت را گفت، لااقل به مردم دروغ نگویید. اگر صادقید، اگر به روح هنر اعتقاد دارید، اگر نمی‌توانید حقیقت را بگویید، دروغ نگویید و سکوت اختیار کنید. این طور بهتر است و کمتر دست‌تان آلوده می‌شود، و کمتر ضربه می‌زنید.

یاد شعر زیبایی از ایرج جنتی عطایی، شاعر و ترانه‌سرای ارزشمند تبعیدی سرزمینمان افتادم :

سکوت کن
سکوت کن
              -  به یادِ آنکه :
                               -  در سپیده جان سپرد
سکوت کن
سکوت کن
                -  به یاد آنکه :
                                     -  با امید خلق
                                                         -  مرد
سکوت کن
               -  به یاد خشمِ آن شهید سربلند
سکوت کن
                  -  به یادِ آنکه :
                                      -  عاشقانه
                                                      -  زخم خورد
تو از
       -  سکوت
                    -  اگر
                           -  به خشم می رسی
                                                       -  سکوت کن

 پویان مقدسی.

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 بخشی از مصاحبه‌ی خانم نیکی کریمی را می‌توانید در سایت سینمای ما بخوانید.  

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 17:21  توسط پویان مقدسی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
(عکس بالا از ناصر تقوایی است) چه زیباست، به احترام کسی که می نویسد، چه خوب و چه بد، چه با ارزش و چه بی ارزش، از استفاده ی بدون اجازه ی نوشته هایش خودداری کنیم ...

پیوندهای روزانه
رفلکسیون
نمایشگاه عکس ناصر تقوایی در راه...
...هر جا می‌ری صدای رادیوش میاد
شماره‌ی 27 ماهنامه‌ی خاکستری منتشر شد
"احمد آقالو" درگذشت
شماره ی 26 ماهنامه ی خاکستری منتشر شد
فرج الله سلحشور : سينما جايى مناسب براى خانم ها نيست
و نسیم آزادی، بر گیسوان گلشیفته وزید
گفت‌وگو با ترانه عليدوستي؛ بازيگر فيلم «كنعان»
از کلارگ گیبل تا ناصر تقوایی، در کافه گل رضاییه
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
مطالب گذشته
قلب من
از آن روز
خاک آشنا
ترانه علیدوستی و اسپات لایتش
تا روز آزادی
پرچمداران فردا
برای تو
پرهای بسته ی من
فریاد کن
ما می مانیم...
ترانه ی خونین
درباره ی الی...
کولی ها
در به در
پرنده های مهاجر
به من دل نبند
ما زاده ی رنجیم...
یه روزی...
خوب یادم هست...
اون ور میدون ...
آفرینش به روایت من و صادق هدایت !
مردگان دیگر فرمان نمی برند
"بزنگاه" و حکم توقیف !
قصه های ناتمام من و ناصر تقوایی
چخوف بخوانید، چخوف بی همتا !
مدرسه، یا سربازخانه ؟
شک نکن !
وقتی سانسورچی سانسور شد !
تیرکمان
خسرو شکیبایی هم رفت
نام تو
ناخدا خورشید
مردی که ...
خالی خانه
"کنعان"، دو قدم تا ماندگاری
ای شاعر ...
به داد تئاتر شهر برسید !
روشنفکری از نگاه نیما
سینمای اقتباس؛ از آرامش در حضور دیگران تا کنعان
متاسفم خانم نیکی کریمی ...
دلم برای باغچه می‌سوزد
آه، بهروز وثوقی...
آواز گنجشک‌ها و تفکری ماقبل تاریخی
مثل هر روز...
خواب مرگ
تنها صداست که می‌ماند...
ماسوله، میراثی رو به نابودی
اسب‌ها
دیالوگ نویسی
و مانیفست چو...
بارون و پنجره
۷۰ سالگی‌ات خجسته بیضایی بزرگ
با "ابی"
چرا "چای تلخ" نباید ساخته می‌شد!
ايرج جنتي عطايي نمايشنامه نويس و کارگردان
زندگی حیوانی
روشنفکری هفت‌رنگ
شبِ جمعه
هنر، آینه‌ی بی‌خش تاریخ
نمایشگاه عکس ناصر تقوایی
نترسیم
ما می‌تونیم...
آقای فرهادی، تبریک
دستاي من...
نگاه نیما به ازدواج به سبک ایرانی
مرا ببین
دریا !
نوروز 88 خجسته
عشق یا قفس ؟!
وقتی همه خوابیم، چه کسی بیدار است ؟
عادت
تو بیا
پیوندها
بابک بیات
ایرج جنتی عطایی
ابی
ماهنامه خاکستری
اردلان سرفراز
فرید زلاند
Spotlight
احمد فتاحی
پیروز جعفری
مهدی عاطف راد
دینگ دانگ
امیر جمشیدی
ترانه خانه
اصغر فرهادی .... محمد
ترانه علیدوستی .... مهدی
زهرا علی اکبری
بهزاد افشاری
نیما سپنتا
مارال بنی‌آدم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM