![]() |
![]() |
|
| گاهنوشتهای پویان مقدسی |
|
در مورد بعضیها که میخواهم بنویسم، زبانم بدجوری بند میآید و به تته پته میافتم. بهرام بیضایی یکی از آنهاست. آنقدر حضور و بودن او برایم ارزشمند است که روی کاغذ آوردن و نوشتن این حس برایم دشوار میشود. یادم هست، مدتی پیش بزرگداتشی برای او در خانهی هنرمندان برگزار شد، هر طور بود، با تمام شلوغی و ازدحام خود را رساندم تا بگویم من هم با تمام این کوچکی، ترا بزرگ میدارم. برایت از صمیم قلب احترام قائلم. من هم از بودنت چشمانم تر میشود، از سکوتت، از غرورت، از ایستادگیات. امیدوارم ما و تمامی نسلهای پس از او، با نگاهی به زندگی و آثار او بیاموزیم که هنرمند کیست و چگونه زندگی میکند. بیاموزیم که هنر تنها عرصهی اسم و رسمدار شدن و ادا و اطوار نیست. از بیضایی و امثال او بیاموزیم که چگونه عاشق فرهنگ و هنر این سرزمین باشیم و برای حفظش بکوشیم. بیاموزیم که هنرمند باید به روز باشد، نو باشد، حرفهای نزدهی مردم را بگوید، دنبال حقیقت باشد، پیشرو باشد، برای رسیدن بجنگد، حتی اگر خانه نشین شود، حتی اگر نگذارند کار کند ... ! بهرام بیضایی بزرگ، امیدوارم سالهای سال سایهات بر سر هنر این سرزمین پایدار و مانا باشد و بدان که میدانیم که چه میکشی، و با تو هستیم. پویان مقدسی.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم دی 1387ساعت 2:49 توسط پویان مقدسی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
(عکس بالا از ناصر تقوایی است) چه زیباست، به احترام کسی که می نویسد، چه خوب و چه بد، چه با ارزش و چه بی ارزش، از استفاده ی بدون اجازه ی نوشته هایش خودداری کنیم ...
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 |
|
RSS
|