![]() |
![]() |
|
| گاهنوشتهای پویان مقدسی |
|
چند وقت پیش، بعد از انتشار آلبوم "حسرت پرواز" مصاحبهی اینترنتی رو با "ابی" آوازخوان مطرح و دوست داشتنی سرزمین مون انجام دادم. مصاحبهای که کمی از مسائل تکراری در مصاحبهها فاصله داره و کمی عمیقتر به ترانه و مسائل پیرامون اون پرداخته که میتونه برای دوستان جذاب و خوندنی باشه. چون در مصاحبه به زنده یاد "بابک بیات" اشاره میشه، باید بگم که مصاحبه پیش از فوت این نازنین صورت گرفته است. ...امشب ابی نازنین با ماست ، هنرمندی که بدون اغراق ، امروز یکی از پرطرفدارترین و محبوبترین هنرمندان ایرانی در تمام عرصه های هنری ست . ابی امروز همه جا هست ، از تهران تا لندن ، از لندن تا لوس آنجلس ، از برلین تا دورافتاده ترین روستاهای ایران در کردستان و آذربایجان . نام ابی روی دیوارهای گلی روستاها و دیوارهای سنگی شهرها نقش بسته . ابی با صداش و با تعهدش به مردم و شنونده هاش و انسانیتش ، تو قلب پیر و جوان و کودک و بزرگسال جاگرفته . ابی جان ممنونیم که امشب ، این افتخار رو به ما دادی و به جمع کوچک اما صمیمی ما اومدی. ابی : سلام ، قربون شکل ماهِ همتون . ابی هستم و امیدوارم حال همه خوب باشه . اینو در نظر داشته باشید که من بسیار بسیار در مورد کامپیوتر ناشی ام و اگه یه وقت قطع و وصلی میشه به حساب ناشیگری من بذاریدو به خوبی خودتون ببخشید . پویان : ابی جان ممنون از حضورت در اینجا . اول از همه می خوام به نمایندگی از همه ی دوستان به خاطر انتشار آلبوم زیبا و شنیدنی " حسرت پرواز" از شما تشکر کنم . ابی : حتما مورد تائید بوده ، اما همه ی آدمها بعضی وقتا اشتباهات کوچیک یا بزرگی رو انجام می دن که به نظر من اون اشتباهات لازمه . من کارهایی رو خوندم که بعد از خوندنش پشیمون شدم ، تعدادش خوشبختانه زیاد نیست . از نظر کارنامه ی کاری من ، شکر خدا تا الان که در خدمت شما هستم ، کارنامه ی نسبتا خوبی بوده . به طبع به دلیل تجربه ای که در طول سال ها به دست آوردم ، کارها در مقایسه با گذشته تغییراتی می بایست بکنه ، ولی همونطور که گفتم کارنامه ی بدی نیست و خوشحالم که این سی و هفت ، هشت سال تونستم خودم رو سرپا نگه دارم و دوستان و خودم رو خوشحال . به هر حال کارنامه ی هنری خود صاحب کار رو ، خودش نمی تونه با قاطعیت تایید بکنه ، اما امیدوارم این کارنامه از نظر شنوندگان صدای من ، کارنامه ی خوبی باشه . پویان : ابی جان چه طور با کلام یک ترانه برخورد می کنی ، که در هنگام خوندن ، این قدر زیبا و درست واژه ها رو بیان می کنی و این قدر به حس واقعی کلام نزدیک میشی ؟ ابی : بسیار ممنونم از حسن نظرتون ، خیلی متشکرم . مسئله ی ترانه همیشه برای من از زمانی که شروع به کار کردم خیلی مهم بوده . باز برمی گردیم به مسائل تجربی . زمانی که من بیست سالم بود ، تقریبا کار رو شروع کردم و از همون لحظه هم خیلی خیلی به ترانه ها اهمیت می دادم . ترجیح می دادم نخونم ، تا ترانه ای رو که بتونم خودم درکش بکنم و بتونم باهاش یک عشق ورزی داشته باشم پیدا کنم . و خوشبختانه آشنایی من با ایرج به این مسئله بسیار کمک کرد که من واژه رو اول بشناسم و احساس هر واژه ای رو یواش یواش در ضمن کار کردن به دست بیارم . این کار ، می تونم بگم کار ساده ای نیست ، یک تبادل احساس هست بین خواننده و کلامی که داره می خونه . به هر حال همونطور که گفتم ایرج خیلی به من کمک کرد که واژه رو بشناسم و بتونم شناسایی خوبی از واژه داشته باشم . از نظر احساسی ، دیگه بر می گرده به درون خودم که مثلا من چقدر با این ترانه در ارتباط هستم . معمولا ترانه ای رو که انتخاب می کنم برای خوندن ، 99 درصدش با زندگی خودم و اطرافیانم و چیزهایی که در دور و ورم می گذره ، ارتباط پیدا می کنه . ولی به هر حال فهم و درک هر ترانه ای هم برای خودش یک جای به خصوصی داره که به موقعش ، وقتی یک مقداری با این ترانه زندگی می کنی ، بعد از این زندگی بیشتر باهاش آشنا می شی و زمان اجرا ، زمانی هست که دیگه شما ، تمام واژه ها براتون شکل گرفتن ، براتون جون گرفتن ، براتون زیبایی خودشون رو پیدا کردن ، یا اگر مثلا واژه ای باشه که نیاز به خشونتی داشته باشه برای اجرا ، خشونت خودش رو پیدا کرده . به هر حال خوشحالم که تونستم تو این چند سال گذشته در خوندن ترانه ی نوین نقشی داشته باشم . همونطوری که شما گفتید ، بسیاری از آهنگ هایی که الان می شنویم ، خیلی هاش که فاقد ترانه هست و اسمش رو واقعا ترانه نمی شه گذاشت ، ولی من تمام سعی ام رو کردم و می کنم که در خارج از ایران بتونم این وظیفه ای رو که به دوشم هست تا اونجا که بتونم انجام بدم . من اکثر ترانه هایی رو که اجرا می کنم ، بیشتر برای ایرانیان درون کشور هست ، برای اینکه احساس می کنم ، این دوستان از نظر درایت و هوش و فهم و درک ترانه ، به مراتب بیشتر از دوستانی هستند که در خارج از ایران زندگی می کنند . پویان : در آلبوم حسرت پرواز ما با 4 ترانه ی اجتماعی ، اعتراضی رو به رو شدیم ، که ترکیب آنها از نظر من بیانگر مشکلات عمده ی ایران و حتی جهان بود . بگو آره ، بگو نه – پروانه ای در مشت ، بانوی خاوری و من اگه خدا بودم . هدف شما از انتخاب این آثار چی بود و چه احساسی دارید از اجرای این کارها ؟ ابی : بسیار خوشحالم که این 4 ترانه در این آلبوم مورد توجه جوانان قرار گرفته . حتما به ترانه ی بگو آره ، بگو نه دقت کردید ، صحبت در مورد رهایی و آزادیست که این آزادی و رهایی برای همه ی دنیا ست . به هر حال رهایی شیرین ترین زمانش ، وقتی هست که در تمام دنیا وجود داشته باشه . به رهایی بگو آره ، بگو آره که جهان زیبا شه .
بانوی خاوری . فکر می کنم دیر یا زود کسی باید در مورد این مسائل خانم های ایرانی ، ظلم و اجحافی که در حق خانوم های ایرانی میشه ، لااقل یک مرد باید صحبت می کرد ، و این مرد باید بدونه که خودش یکی از عوامل این خفقان و محدودیت هست و خود مرد یکی از ارگان هایی ست که این کار رو انجام می ده . من این آهنگ رو به این دلیل خوندم که به صورت یک مردی که با همسر و مونسش در طول تاریخ درست رفتار نکرده و الان وقتشه که عادات و اخلاق و هویت و شخصیش رو تغییر بده ، نسبت به خانم ها . برای همین این آهنگ رو انتخاب کردم و خوندم . البته در این کار مهشید خانم هم خیلی خیلی سهیم بود و خیلی من رو تشویق که چه عرض کنم ، در تمام طول ضبط این کار منو همراهی می کرد . من اگرخدا بودم . امیدوارم یه وقت این موضوع پیش نیاد که من به خداوند احترامی نمی گذارم . خداوند در زندگی همه ی ما نقش بسیار ، بسیار ، بسیار ، بسیار بزرگی ایفا می کنه و علاقه مندی به خداوند باعث تزکیه ی روح میشه . ولی به قول انیشتین که می گفت : " من اون خدایی رو می پرستم که خالق گردش این کائنات است" ، منم خدایی رو دوست دارم که مخالف ظلمه ، خدایی رو دوست دارم که مخالف تبعیضه ، خدایی رو می پرستم که مهربانه . در واقع می تونم بگم در مورد کسانی این آهنگ رو من خوندم که خودشون رو به جای خدا جا زدند . یا مردم این حق رو به اون ها دادن که خودشون رو به صورت خداوند با تمام قدرت هاش نشون بدن . این آهنگ رو من خودم بینهایت دوست دارم ، بینهایت باهاش زندگی می کنم . پروانه ای در مشت . این آهنگ برای خودم در این آلبوم یک جای به خصوصی داره . این ترانه بیانگر مشکلات عمده ی آدم هاییست که از وطنشون دورند ، اکثرا هم به نظر می رسه خوشحال نیستند . گم کردگی راه ، سکوت راه ، تاریکی راه ، سکونی که در این راه هست . تمام این مسائل باعث شد که این ترانه که یر روی نمایشنامه ای از ایرج عزیز بود ، از اول از زمانی که این تئاتر اجرا می شد روی من اثر خاصی بذاره . من این شعر رو بسیار دوست می داشتم . ولی متاسفانه کسی رو پیدا نکردم که بتونه ملودی ای روی این کار بگذاره ، اونجوری که من دلم می خواست و من می تونستم اجرا بکنم این ترانه رو . که خوشبختانه این شانس رو شوبرت عزیز به من داد و این آهنگ رو به اتفاق کار کردیم . این اولین کاری بود در آلبوم " حسرت پرواز" که من شروع کردم با شوبرت . بینهایت این آهنگ رو دوست دارم ، شاید این آهنگ سوگلی دوم آهنگ های من باشه . در ضمن می خوام درباره ی زویا زاکاریان و کارهای قشنگش ، کمی صحبت بکنم و تشکر بکنم از این شاعر بسیار بسیار خوبمون . من شانس همکاری با ایشون رو زیاد نداشتم . من تنها دو تا کار از ایشون خونده بودم ، ولی بسیار خوشحالم که یک همکاری مجدد با این بانوی عزیز داشتم و امیدوارم که کارهای قشنگی رو در آینده با ایشون داشته باشم . در مورد شوبرت هم باید بگم ، شوبرت بینهایت همکاری زیبا و صمیمانه ای با من داشت ، بسیار بسیار زیبا کار کرد . به احتمال زیاد در آلبوم بعدی هم از شوبرت یکی ، دو تا کار خواهم داشت. پویان : همکاری با ایرج جنتی عطایی ، ترانه سرایی که به راستی در هر اثرش یک جهان تازه رو به مخاطبش معرفی می کنه ، چقدر سخته و در عین حال چقدر لذتبخش هست ؟ احساستون در مورد ایرج و کارهایی که از ایشون خوندید و قرار هست که بخونید چی هست؟ ابی : در مورد ایرج ، هرآنچه که بخوایم بگیم در موردش ، کم گفتیم . ایرج اسطوره ی ترانه ی نوین ایران هست ، این حرف از صمیم قلب هست . من سال هاست در مورد ایرج حرف می زنم . ایرج واژه هاش به غیر از زیبایی ، همیشه بسیار نو هم هست ، موضوعاتی که در موردش شعر و ترانه می گه ، موضوعات بکری هستن . عاشقانه اگر میگه ، عاشقانه ایست که شما نظیرش رو جایی ، از ترانه سرای دیگه ای نشنیدید . اگر اعتراضی میگه ، اعتراضشم شاعرانه هست . به قول خودش میگه : " شعر اعتراضی جنبه ی شعار نباید بگیره ، چون اون موقع میشه شعار " . ایرج واقعا در کارنامه ی کاری من نقش بینهایت ، بینهایت بزرگی رو ایفا کرده . همونجور که گفتم ، واقعا من می تونم بگم ، استخون بندی من برای شناخت ترانه ، از ایرج آغاز شد . این شانس رو داشتم که با ایرج شروع بکنم و هنوز که هنوزه این شانس رو دارم که باهاش کار بکنم . ایرج برای من معلم بسیار بسیار خوبی بوده و هست . ایرج ، هنوز من ازش یاد می گیرم که چگونه می تونم با واژه هاش یک عشق ورزی زیبا و خوب داشته باشم . بنابراین اگه بخوام در مورد ایرج صحبت بکنیم ، واقعا سه ، چهار ساعت هم ، شاید وقت کمی باشه . شخص دیگری که باید از ایشون تشکر بکنم ، که ایشون هم در استخون بندی کار من بسیار تاثیرگذار بودن ، آقای بابک بیات هست . من با این دو شخص ، موسیقی رو شناختم ، آهنگ رو شناختم ، شعر رو شناختم . آقای بیات ، بسیار مدیونش هستم . در آلبوم بعدی با ایرج جان و آقای بابک این شانس رو دارم که دوباره کار بکنم . ترانه ها حاضر هست ، آهنگ ها هم حاضر هست و ان شاالله کار آرانژمانش رو به زودی آغاز می کنیم که یه مقدارش رو شوبرت جان قراره انجام بده و یک مقداری رو خود آقای بیات . سعی می کنم برای آلبوم بعدی یه کمی تعداد آهنگ ها رو زیادتر بکنم ، شاید ده تا دوازده تا آهنگ ، تا بتونم از کارهای شوبرت هم در اون آلبوم داشته باشم و از کارهای آقای بیات بیشتر ، چون سالیان ساله ، من این شانس رو نداشتم از بابک جان ترانه ای رو بخونم . البته ایشون در طی این سالها ، همیشه ترانه هایی که در طول سال های گذشته ساخته ، این قدر لطف داشته به من ، محبت داشته به من ، که اون آهنگ ها رو هنوز برای من نگه داشته . ان شاالله تا دو ، سه ماه آینده شروع می کنیم به ضبط و کارهای دیگه اش . در ضمن این آلبوم ، آلبوم آخر نخواهد بود ، آلبوم ما قبل آخر هم نخواهد بود ، برای اینکه من ، اون زمان که صحبت کردم برای بازنشستگی ، بازنشستگی از نخوندن آهنگ نیست که به صورت سی دی بیاد بیرون . بیشتر نخوندن برای برنامه های کنسرت هست ، که تعدادش بسیار بسیار کم خواهد شد . ولی تا زمانی که این نفس یاری بده ، از خوندن ترانه و دادن سی دی جدید نه تنها خودداری نمی کنم ، بلکه به قول معروف با سر و کله خواهم خوند . پویان : ابی جان ، نقش مهشید خانوم ، همسرتون رو در موفقیت های چند سال اخیرتون تا چه اندازه می دونید ؟ ما شاهدیم که ایشون پا به پای شما در ضبط آلبوم ها و کنسرت ها حضور دارند . این حضور چقدر در کیفیت کارهاتون موثر بوده و هست ؟ در کنار یک مرد موفق ، همیشه یک خانم وجود داره . بله کاملا درست می گید ، مهشید جون در تمام مسائل کاری من ، هم خوش سلیقه هست و هم نظرات بسیار خوبی می ده . انتخاب ترانه رو به اتفاق با هم دیگه انجام می دیم . مهشید جان همیشه هست و حضور داره و همیشه حضورش به من بسیار کمک می کنه . گاه گداری ایراداتی هست در کار من که شاید خودم متوجهش نمی شم و ایشون بسیار خوب و دقیق اونها رو یادآوری می کنه به من . به هر حال اجازه بدید من اینجا ، از مهشید عزیزم تشکر بکنم ، برای تمام این کمک هایی که در طول سال های گذشته به من کردن . خوشبختانه هم خودم و هم شما دوستان عزیز شاهد هستید که در چند سال گذشته کارهای من به مراتب بهتر شده و شکل گرفته . به هر حال سعی شده که بهتر از کارهای قبلی باشه ، خوب به طبع حضور مهشید خانوم خیلی به این مسائل کمک می کنه . من بسیار بسیار متشکرم از مهشید خانوم و دستشون درد نکنه .
پویان مقدسی. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 19:19 توسط پویان مقدسی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
(عکس بالا از ناصر تقوایی است) چه زیباست، به احترام کسی که می نویسد، چه خوب و چه بد، چه با ارزش و چه بی ارزش، از استفاده ی بدون اجازه ی نوشته هایش خودداری کنیم ...
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 |
|
RSS
|