![]() |
![]() |
|
| گاهنوشتهای پویان مقدسی |
|
فیلمنامهی "چای تلخ" نوشتهی ناصر تقوایی را حتما خواندهاید، یا اگر هم نخواندید داستان ساخت و نیمه کاره ماندن این اثر را حتما شنیدهاید. فیلمی که دو بار در طول دوران ساخت متوقف میشود و کارگردان و گروه فنی آن خسته و در سکوت به خانه برمیگردند. یک بار در آستانهی فیلمبرداری، و بار دیگر پس از فیلمبرداری ۶۰ درصد زمان فیلم! "در روزهای نخستین جنگ و تصرف خرمشهر، سروان عراقی که در میان نخلستانهای تصرف شده گشت میزند، به خانهای در یک ده میرسد که ساکنان آن فرار نکردهاند و هنوز در آنجا زندگی میکنند. سروان به دختر خانواده که پیش از جنگ معلم ده بوده، با زور و کتک تجاوز میکند و میرود. دختر و خانوادهاش که جایی برای رفتن ندارند، با رنج این تجاوز در طول جنگ هم همان جا میمانند. با گذشت زمان دختر متوجه حاملگی خود میشود. از همان آغاز میکوشد که این نطفهی تجاوز را نابود کند، اما تلاشها بینتیجه میماند. در همین زمانها سروان باز گذرش به این ده و این خانه میافتد و متوجه حاملگی دختر میشود. حسی او را تحت تأثیر قرار میدهد که نامش پدر شدن است. از این پس میکوشد دل دختر را با خوراکی و خرت و پرتهایی که برای او میآورد جلب کند. اما دختر سخت با او میجنگد. سروان عراقی در حین این آمد و رفتها متوجه میشود که دختر نامزدی دارد که امروز جزو نفودیهای ارتش ایران است و گاهی مخفیانه به دختر و خانواده او سر میزند. سروان روزی این جوان را که دستگیر شده، بین اسرا مییابد و به قتل میرساند و رقیب را حذف میکند. روز به روز با جلو آمدن شکم دختر مرد بیشتر دلبسته او میشود و حتی به خانوادهی دختر پیشنهاد میدهد که بعد از جنگ با دختر ازدواج کند. اما دختر به شدت تلخ است و سخت با سروان میجنگد و به او اهمیت نمیدهد. عملیاتی درمیگیرد و سروان مدتی از آن منطقه دور میشود. اما بعد از زایمان دختر، سروان سر میرسد. سروان شادمان است و منتظر تغییر رفتار دخترک. اما دختر با دیدن سروان، سبد بچه را توی دست میگیرد و میرود سمت نهرهای نزدیک ده. سروان متوجه میشود و دنبالش میکند، اما وقتی به دختر میرسد که سبدی توی دست او نیست. سبد توی نهری که پر از جنازه است دور میشود. سروان خود را به آب میزند و میکوشد تا سبد و بچه را بگیرد، اما در مرداب اطراف نیزارها گیر میافتد و غرق میشود. سکانس آخر فیلمنامه چنین است که دختر، کودک را در آغوش گرفته و به او شیر میدهد." بیتعارف داستان درخشانیست که اگر توسط تقوایی ساخته میشد بهترین اثر سینمای جنگ را شاهد بودیم، اما نشد. چون داستان چیزی نیست که متولیان میخواهند. سینمای جنگ ما تنها و تنها قهرمانپرور است. عاشق غلو کردن. عاشق جانفشانی نشان دادند. ده نفری که به جنگ یک لشکر میروند. آدمهای پاکباخته و جانبرکف و دیندار. فیلمهای شعاری و تبلیغاتی. سینمای جنگ ما با تعطیل شدن این پروژه یک نقطهی عطف اساسی را از دست داد، و مشخص نیست که دوباره در چه روز و دورهای، کارگردانی در حد ناصر تقوایی اینگونه و با این نگاه ظریف و موشکاف به سراغ جنگ برود. سینمای جنگ در تمام این سالها مونوپل کارگردانانی بوده که عاشق همان قهرمانها هستند و حاجی حاجی کردن و شوخیهای خنک پشت سنگری و قهرمان بازی. عاشق شخصیتهایی که دیگر به تیپ تبدیل شدهاند و از هزار کیلومتری داد میزنند که چه میخواهند بگویند. هنوز جنگ هشت ساله، به خاطر نوع نگاه مسئولین، به هیچ وجه نتوانسته به ادبیات و سینما و ترانه و شعر روشنفکر ما راه پیدا کند. هنوز حقیقت این جنگ و فاجعهی آن که تا همین امروز هم ادامه دارد برای مردم روشن نشده است. ما فقط خط مقدم دیدهایم و رشادتهای گل درشت. نه جنگی که در یک کشور جاری بود. نه اثرات خانمان برانداز یک جنگ خانمانسوز و طولانی. هفت هشت سالی از تعطیلی این پروژه گدشته، تکههایی از این فیلمنامه را عدهای ناجوانمردانه برای فیلمهای خود برداشتهاند، اما من هنوز امیدوارم که روزی ناصر تقوایی پشت دوربین، برای ساخت این فیلم قرار بگیرد. امیدوارم این اتفاق بیافتد و روزی شاهد جان بخشیدن به این نوشته کمنظیر توسط خود نویسنده، یعنی ناصر تقوایی بزرگ باشیم. پویان مقدسی. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پینوشتی برای صدا و سیما: پس از چند روز تبلیغ رسانهای و تبلیغ در خبرگزاریها، امروز فیلم "اربعین" ساخته "ناصر تقوایی" که در سال ۱۳۴۹ ساخته شده، در شبکهی محترم چهار سیما پخش شد. اما چه پخش شدنی ! به راستی متاسفم...
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 18:14 توسط پویان مقدسی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
(عکس بالا از ناصر تقوایی است) چه زیباست، به احترام کسی که می نویسد، چه خوب و چه بد، چه با ارزش و چه بی ارزش، از استفاده ی بدون اجازه ی نوشته هایش خودداری کنیم ...
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 |
|
RSS
|