تبليغاتX
واژه‌ی سرخ
گاهنوشت‌های پویان مقدسی
 

در ايران، ايرج جنتي عطايي، تنها به عنوان يك ترانه سراي معترض و نوآور در ميان مردم و حتي بسياري از روشنفكران شناخته مي شود. ترانه سرايي كه از آغاز كار تا به امروز همگام با اتفاقات سياسي و اجتماعي روز ايران، ترانه سروده است و در كنار مردم، با خواست‌هاي آزادي خواهانه آنان پيش آمده است. جنتي عطايي در نزد همه ي شنوندگان ترانه، يكي از معترض ترين و سياسي نويس ترين ترانه سرايان ايران است.
اما به نظر مي‌آيد، ايرج جنتي عطايي نمايشنامه نويس، چندان درايران و جامعه‌ي تئاتري ما شناخته شده نيست و فعاليت هاي او در زمينه‌ي رشته‌ي تحصيلي و دانشگاهيش چندان در مقابل ديد مردم قرار نگرفته است.
می‌خواهم در این نوشته نگاهی کلی و اجمالی به ایرج جنتی عطایی نمایش‌نامه نویس و کارگردان بیاندازم و تا حدودي خوانندگان را با فضاي كار او و ديدگاه‌ها و هنرش در نمايشنامه نويسي آشنا كنم.
مطمئن هستم با آشنايي بيشتر با اين بخش از هنر ايرج جنتي عطايي، به استعداد و هنر، و حس ميهن پرستي و آزادي خواهي او، و مسئوليتش نسبت به جامعه‌ي روشنفكري ايران در داخل و غربت بیشتر پي خواهيد برد.
ايرج جنتي عطايي از جمله‌ معدود نمايشنامه نويساني ست كه در اكثر آثارش به بيان مسائل هنرمندان و نويسندگان و دگرانديشان داخل و خارج از ايران، در زمان حال و گذشته پرداخته است. از نظر من او يكي از سردمداران نمايشنامه نويسي معترض و سياسي اجتماعي در عرصه‌ي تئاتر ماست. با نگاهي كلي به تمام آثار اجرا شده‌ي او در پس از انقلاب، كه دوران شكوفايي وي در عرصه‌ي نمايش است، متوجه انتخاب سوژه‌هاي خاص او در زمينه‌ي درگيري‌ها و چالش‌هاي فكري و اجتماعي در ميان روشنفكران و آزادي خواهان ايران با دولت حاکم و داستان تلخ غربت هستيم.
ايرج جنتي عطايي، در عرصه‌ي ترانه به گزيده كاري و دقت در انتخاب همكاران و سبك سرايش ترانه و همچنين، به روز بودن موضوعات و سوژه هايش، معروف است. اما اين خصيصه در نمايشنامه‌هاي او، با وسعتي چندين برابر به چشم مي‌خورد. از ايرج جنتي عطايي در تمامي اين سالها 9 نمايشنامه با كارگرداني خود او و يا ديگران به روي صحنه برده شده است، كه با نگاه به آنها، به خوبي در مي‌يابيم كه او تنها و تنها براي بيان دردهاي عميق جامعه‌ي هنرمندان در ايران، و همچنين هنرمندان تبعيدي مي‌نويسد و قصدي جز طرح مشكلات بزرگ اين قشر از اجتماع ايران را براي جهانيان ندارد.
تك تك آثار او، با صداقت و روشن بيني‌یي خاص و مثال زدني، به قلب مشكلات روز جامعه‌ي روشنفكري ايران زده است و آينه‌اي تمام نما را از اين مسائل در مقابل ديدگان مخاطبين نمايشنامه‌های خود قرار داده است. از جمله‌ي اين آثار درخشان مي‌توان به اين آثار اشاره كرد:

فاخته‌ي دهان دوخته، كه در آن جنتي عطايي با نگارشي عالي و مثال زدني، به نقل زندگي پر بار و پر مشقت محمد فرخي يزدي، شاعر نامدار دوران مشروطه پرداخته است و يادگاري‌یي ارزشمند را در عرصه‌ي نمايش، براي آيندگان و نسل هاي فردا به جا گذاشته است. يادگاري‌یي كه با توجه به آن، كودكان فردا بدانند و متوجه باشند كه شاعران مبارز و آزاديخواه ايراني، از ده ها سال پيش چه سرنوشتي داشته‌اند و چگونه، چون از آزادي مي‌نوشته‌اند، دهانشان دوخته مي‌شده و حضورشان همرنگ مرگ.

پرومته در اوين و بازنوشته ي پرومته در اوين، كه از نظر من قوي‌ترين و ارزشمندترين اثر ايرج جنتي عطايي ست، و در معتبرترين سالن‌هاي تئاتري جهان و توسط بهترين گروه‌هاي نمايشي به زبان‌های مختلف اجرا شده است، سرنوشت شاعري ست در ايران، كه به دليل نوشته‌هايش به زندان انداخته مي‌شود، و مورد شكنجه و آزار روحي و جسمي قرار مي‌گيرد. دو راه پيش روي اوست، اعتراف به اشتباه در تلويزيون، و يا اعدام. شاعر در آن فضاي رعب و شكنجه و دهشت، اعتراف را مي‌پذيرد و آزاد مي‌شود. اما ديگر آزادي براي او معنايي ندارد و روزي هزار بار آرزوي مرگ مي‌كند، زيرا عذاب وجدان، او را كه در زير شكنجه و فشار به انديشه و اعتقادش پشت كرده است رها نمي‌كند.

اين نمايشنامه‌ي كم نظير، سالها بعد از انتشار و اجرا، توسط ايرج جنتي عطايي بازنويسي شد، و كاراكتر شاعر مرد نمايش، به شاعر زني تغيير يافت، و با ظرافت و دقتي چند برابر نوشته شد. اين بازنوشته، سند پر ارزش هويت نمايشي ايرج جنتي عطايي ست، نمايشنامه‌اي كه پس از خواندنش – و نه حتي مشاهده ي آن- انسان دچار انقلابي بزرگ در خود، و نگاهش به اجتماع و قشر روشنفكر و دستگاه سانسور و سركوب مي‌شود. ايرج با اين نمايشنامه‌ي قدرتمند توانست اعتباري جهاني براي خود و تئاتر ايران دست و پا كند و در انگلستان، مهد تئاتر جهان به قله‌هاي رفيعي در اين عرصه دست يابد.

پروانه‌اي در مشت، نمايشنامه‌ي تكان دهنده‌ي ديگري ست كه ايرج جنتي عطايي با لمس اتفاقات رخ داده در اطرافش، دست به نگارش آن زده است. داستان در مورد نويسنده و كارگرداني ست مخالف دولت ايران، كه در خارج از كشور، بر عليه دولت كار مي‌نويسد و اجرا مي‌كند. روزي شخصي با نام يك تازه كار در عرصه‌ي تئاتر به سراغ او مي آيد و از او وقتي براي ملاقات مي‌گيرد. جوان در ساعت مقرر وارد خانه‌ي استاد مي‌شود و بعد از اندكي بحث، استاد در مي‌يابد كه جوان، تروريستي ست كه از سوي دولت ايران براي ترور او به خارج فرستاده شده است. در ادامه‌ي بحث و كشمكش، نمايان مي‌شود كه جوان مذكور پسر خود  استاد است، كه سال هاست او را نديده است. همسر او پس از انقلاب، به دليل اعتقادات مذهبي‌اش، حاضر به ترك ايران و همراهي با همسر نشده است و اكنون پسر آنها جذب حكومت شده و از تروريست‌هاي رژيم است و براي آنان، بهترين گزينه‌ي اجراي اين ماموريت خطير. جوان، پدرش را بر سر يك دو راهي قرار مي دهد، بازگشت به ايران و ابراز پشيماني و ندامت نسبت به دولت، و در غير اين صورت مرگ. اما استاد بازگشت را نمي پذيرد.
در لحظه به لحظه‌ي اين نمايش، هيجان و دلهره‌اي عجيب بر خواننده مستولي ست و اتفاقات و نقاط عطف بسيار قوي داستان، گاهي خواننده را ميخكوب مي‌كند. ديالوگ هاي بين پدر و پسر كه افكارشان هفت دريا با هم فاصله دارد، داراي زيبايي و تاثيرگذاري‌یي مثال زدني ست.
اما از نظر من، نقطه‌ي اصلي قدرت اين اثر، بي‌طرفي كامل نويسنده است. او با توانايي‌یي مثال زدني، توانسته هر دو نفر را چنان تجهيز فكري كند، كه هيچ يك در مقابل تفكر ديگري دچار كمبود نمي‌شوند و مي توانند از اعتقادات خود – چه درست و چه غلط- به خوبي دفاع كنند، و داستان در يك پارالل و موازات بسيار قوي پيش مي‌رود.

رفت و برگشت نيز نمايشنامه‌ي ديگري از ايرج جنتي عطايي ست، كه اين بار به سراغ مشكلات خانوادگي يك دگرانديش تبعيدي مي‌رود. اختلاف اين گونه طرح شده است كه زن خانه يك نويسنده است و معتقد است كه در ايران جايي ندارد و نمي تواند در فضاي آنجا فعاليت كند. اما مرد كه بعد از سالها زندگي در غربت، خسته شده است، به همسر فشار مي‌آورد كه با يكديگر به ايران بازگردند و در آنجا به زندگي مشترك ادامه دهند. چالش‌ها و اختلافات و مشاجرات اين دو نفر نيز داراي جذابيت بسياري ست. اين نمايشنامه نيز بيان يكي از دردهاي عميق هنرمندان تبعيدي ست، كه با تبحر و زيبايي‌یي خاص از سوي ايرج جنتي عطايي طرح شده است.

از ديگر نمايشنامه هاي اجرا شده‌ي جنتي عطايي، كه تمامي آنها نيز داراي فضاهايي اجتماعي و سياسي هستند، مي توان به:
زخمهاي ما- منطقه ي ممنوع- جنگ من، آه، جنگ من- رستمي ديگر، اسفندياري ديگر اشاره كرد.

به هر روي، تعهد مثال زدني ايرج جنتي عطايي، در نگارش نمايشنامه‌هايي با اين مضامين، آن هم در غربت و در جايي كه بينندگان تئاترهايي با اين شكل و شمايل و مضامين بسيار ناچيز است، قابل تقدير و تحسين بسيار است. او به تنهايي و تنها با ياري چند بازيگر ارزشمند و قديمي تئاتر، در سال‌هايي كه تئاتر در خود ايران هم نفس چنداني نداشت، توانست حركتي زيبا و ارزشمند را در عرصه‌ي تئاتر سياسي و اجتماعي و روشنفكري ايران در عرصه‌ي بين المللي ايجاد كند. او تنها با تكيه بر تعهدي كه هميشه و در همه‌ي آثارش قابل مشاهده است، توانسته سندهاي تاريخي ارزشمندي از زندگي هنرمندان و دگرانديشان تبعیدی ايراني در سال‌هاي اخير به يادگار بگذارد، مضامين و سوژه هايي كه هيچگاه در ايران و حتي در خارج از ايران – به غير از چند كار محدود- كسي جرات نزديك شدن به آنها را نداشت و ندارد.
به نظر من، تنها علت عدم شناخت مردم و جامعه‌ي روشنفكري ايران در داخل، از آثار نمايشي ايرج جنتي عطايي، همين بسيار ممنوعه بودن آنهاست. آثاري كه نه كج دار و مريز، و نه با سازش و يكي به نعل زدن و يكي به ميخ كوبيدن، بي‌پرده به سراغ مسائلي رفته است كه بيان آن در ايران كاملا در طول اين سه دهه ممنوع بوده و با حضور اين حكومت پيوند خورده است. پس اجازه‌ي انتشار اخبار فعاليت‌هاي وسيع جنتي عطايي در زمينه‌ي اين گونه نمايش‌ها، هيچ‌گاه به داخل ايران نرسيد.
مي دانم كه ايرج جنتي عطايي، با اينكه چند سالي ست كه نمايش تازه‌اي را به صحنه نبرده است، اما هنوز هم در اين عرصه فعال است و مي‌نويسد و كار مي كند، و شايد به زودي شاهد آثار ديگري از او در دنياي زيبا و دوست داشتني و حقيقي و جذاب و ناب نمايش باشيم.
در آخر بسيار متاسف و غمگينم كه امكان مشاهده‌ي اين آثار، تاكنون براي من و تمامي جوانان علاقه‌مند داخل ايران ممكن نشده و اين آثار ارزشمند را از دست داده‌ايم. اما خوشبختانه متن‌هاي اين نمايشنامه‌ها در وب سايت ايرج جنتي عطايي وجود دارد و مي توانيم با مطالعه‌ي آنها، پي به ارزش‌هاي والاي او در اين عرصه ببريم و از او بيشتر بياموزيم.  

www.janatie-ataie.com\plays\plays.htm

پويان مقدسی.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 23:8  توسط پویان مقدسی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
(عکس بالا از ناصر تقوایی است) چه زیباست، به احترام کسی که می نویسد، چه خوب و چه بد، چه با ارزش و چه بی ارزش، از استفاده ی بدون اجازه ی نوشته هایش خودداری کنیم ...

پیوندهای روزانه
رفلکسیون
نمایشگاه عکس ناصر تقوایی در راه...
...هر جا می‌ری صدای رادیوش میاد
شماره‌ی 27 ماهنامه‌ی خاکستری منتشر شد
"احمد آقالو" درگذشت
شماره ی 26 ماهنامه ی خاکستری منتشر شد
فرج الله سلحشور : سينما جايى مناسب براى خانم ها نيست
و نسیم آزادی، بر گیسوان گلشیفته وزید
گفت‌وگو با ترانه عليدوستي؛ بازيگر فيلم «كنعان»
از کلارگ گیبل تا ناصر تقوایی، در کافه گل رضاییه
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
مطالب گذشته
قلب من
از آن روز
خاک آشنا
ترانه علیدوستی و اسپات لایتش
تا روز آزادی
پرچمداران فردا
برای تو
پرهای بسته ی من
فریاد کن
ما می مانیم...
ترانه ی خونین
درباره ی الی...
کولی ها
در به در
پرنده های مهاجر
به من دل نبند
ما زاده ی رنجیم...
یه روزی...
خوب یادم هست...
اون ور میدون ...
آفرینش به روایت من و صادق هدایت !
مردگان دیگر فرمان نمی برند
"بزنگاه" و حکم توقیف !
قصه های ناتمام من و ناصر تقوایی
چخوف بخوانید، چخوف بی همتا !
مدرسه، یا سربازخانه ؟
شک نکن !
وقتی سانسورچی سانسور شد !
تیرکمان
خسرو شکیبایی هم رفت
نام تو
ناخدا خورشید
مردی که ...
خالی خانه
"کنعان"، دو قدم تا ماندگاری
ای شاعر ...
به داد تئاتر شهر برسید !
روشنفکری از نگاه نیما
سینمای اقتباس؛ از آرامش در حضور دیگران تا کنعان
متاسفم خانم نیکی کریمی ...
دلم برای باغچه می‌سوزد
آه، بهروز وثوقی...
آواز گنجشک‌ها و تفکری ماقبل تاریخی
مثل هر روز...
خواب مرگ
تنها صداست که می‌ماند...
ماسوله، میراثی رو به نابودی
اسب‌ها
دیالوگ نویسی
و مانیفست چو...
بارون و پنجره
۷۰ سالگی‌ات خجسته بیضایی بزرگ
با "ابی"
چرا "چای تلخ" نباید ساخته می‌شد!
ايرج جنتي عطايي نمايشنامه نويس و کارگردان
زندگی حیوانی
روشنفکری هفت‌رنگ
شبِ جمعه
هنر، آینه‌ی بی‌خش تاریخ
نمایشگاه عکس ناصر تقوایی
نترسیم
ما می‌تونیم...
آقای فرهادی، تبریک
دستاي من...
نگاه نیما به ازدواج به سبک ایرانی
مرا ببین
دریا !
نوروز 88 خجسته
عشق یا قفس ؟!
وقتی همه خوابیم، چه کسی بیدار است ؟
عادت
تو بیا
پیوندها
بابک بیات
ایرج جنتی عطایی
ابی
ماهنامه خاکستری
اردلان سرفراز
فرید زلاند
Spotlight
احمد فتاحی
پیروز جعفری
مهدی عاطف راد
دینگ دانگ
امیر جمشیدی
ترانه خانه
اصغر فرهادی .... محمد
ترانه علیدوستی .... مهدی
زهرا علی اکبری
بهزاد افشاری
نیما سپنتا
مارال بنی‌آدم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM