تبليغاتX
واژه‌ی سرخ
گاهنوشت‌های پویان مقدسی
 

مدت‌هاست به این نتیجه رسیده‌ام که تاریخ هر ملت و قومی، تنها و تنها با محصولات هنری تولید شده در هر عصر، به نسل‌های بعد منتقل می‌شود و با هنر است که می‌شود به اعماق اتفاقات تاریخی به وقوع پیوسته، و تأثیر آنها بر روی مردم در یک کشور دست یافت، نه با خواندن کتاب‌های تاریخی صرف. کتاب‌های تاریخ معمولا شرح و گزارش زندگی رهبران و پادشاهان و جنگ‌ها و فراز و فرودهای عمده‌ی دوره‌های گوناگون، بدون نزدیک شدن به تأثیرات اجتماعی این وقایع و اتفاقات هستند که کاربردشان برای محققان تاریخ و علاقه‌مندان خاص تاریخ می‌باشد. اما محصولات هنری برگرفته از هر دوره‌ی تاریخی در هر قوم، آینه‌ای بی‌خش و قدرتمند از حیات اجتماعی یک ملت را نشان می‌دهد. در آثار هنری است که می‌توان به روانکاوی پرداخت، به بررسی تأثیر یک واقعه‌ی تاریخی در میان مردم، به بازخورد یک ملت به یک تغییر، یا جنگ، یا قحطی یا اخلاق‌های جاری در یک جامعه.
این هنرمند ارزشمند و باهوش است که با الهام و تکیه بر اتفاقات تاریخی کشور خود و حال و هوای جاری در آن، اثری زیبا و جذاب و ستودنی را در برابر دیدگان خیل مردم قرار می‌دهد، و مردم با دیدن این اثر که دارای حساسیت‌ها و ظرافت‌های خاص و هدایت شده‌ و هنرمندانه است به راحتی و با درک قوی‌تر، از تاریخ اطلاع پیدا می‌کنند.
به نظر من هیچ تاریخ‌نویسی نمی‌تواند نظام حاکم و شرایط تاریخی روسیه در اوایل قرن بیستم را مانند چخوف تصویر کند. هیچ تاریخ‌نگاری نمی‌تواند جنگ ارتش روسیه و ناپلئون را مانند تولستوی در جنگ و صلح به تصویر بکشد. هیچ تاریخ نویسی نمی‌تواند فاجعه‌ی هولوکاست را آن‌طور که در فیلم فهرست شیندلر نشان داده شد منتقل کند. هیچ تاریخ‌نویسی نمی‌تواند مانند همینگوی حال و هوای آدم‌های شرکت کننده در جنگ جهانی را در وداع با اسلحه بنویسد. هیچ تاریخ‌نویسی نمی‌تواند شور و حال و تفکر روشنفکری در ایران را مانند شاملو و شعرهایش به مردم هدیه دهد. هیچ تاریخ‌نگاری نمی‌تواند مانند کمال‌الملک جلال و جبروت کاخ‌های شاه‌های قاجار را در یک نقاشی به مردم نشان دهد. تبعیض نژادی و برده‌فروشی در آمریکا را هیچ تاریخ نویسی مثل هریت بیچر استو و کتاب کلبه‌ی عمو تم نمی تواند با این قدرت به مردم منتقل کند. هیچ تاریخ‌نگاری نمی‌تواند مانند هدایت و داستان توپ مرواری اساس تفکر خرافاتی یک قوم را در برابر دیدگان همه قرار دهد.
تمامی آثار هنری درخور در چهار گوشه‌ی جهان، از ادبیات و شعر و موسیقی تا مجسمه‌سازی و نقاشی، تنیده در تاریخ سرزمین خالقان خود هستند و می‌شود با مطالعه و دقیق شدن در آنها، تاریج گوشه گوشه‌ی جهان را با دقت و روانکاوی دقیق مورد بررسی قرار داد. می‌شود علل اوج و فرودها و فراز و نشیب‌های تاریخی را از لابه‌لای ورق‌های یک رمان خوب، یا یک بیت شعر درخشان، یا هارمونی رنگ‌های یک نقاشی، یا چیدمان یک پلان قوی یک فیلم، یا از وسط فریاد زخمی یک آوازخوان پیدا کرد.
به نظر من تنها چیز مانا در طول تاریخ، آثار هنری درخور است. هر چیز می‌تواند نابود شود و از بین برود و فراموش شود، اما هنر با هر مصیبت و بدبختی که سر راهش بوده، هنوز زنده است. هنوز فردوسی و شاهنامه با تمام مخالفت‌ها، روی طاقچه‌ی خانه‌ی هر ایرانی‌یی پیدا می‌شود. به نظرم هنر تنها چیزی‌ست که نابود نمی‌شود. به خاطر همین ارزش والاست که مردم یک سرزمین باید به هنر رو بیاورند و از هنر بیاموزند. باید کتاب بخوانند، تئاتر ببینند، سینما بروند، شعر بخوانند، موسیقی گوش کنند تا بتوانند به درک و شعور یک انسان قرن بیست و یکمی نزدیک شوند. و برای همین است که در طول تاریخ بیشترین فشارها بر روی هنرمندان راستین یک سرزمین وارد می‌شده و می‌شود تا نتوانند این پل ارتباطی قدرتمند را برای مردم بسازند.

پویان مقدسی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 20:22  توسط پویان مقدسی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
(عکس بالا از ناصر تقوایی است) چه زیباست، به احترام کسی که می نویسد، چه خوب و چه بد، چه با ارزش و چه بی ارزش، از استفاده ی بدون اجازه ی نوشته هایش خودداری کنیم ...

پیوندهای روزانه
رفلکسیون
نمایشگاه عکس ناصر تقوایی در راه...
...هر جا می‌ری صدای رادیوش میاد
شماره‌ی 27 ماهنامه‌ی خاکستری منتشر شد
"احمد آقالو" درگذشت
شماره ی 26 ماهنامه ی خاکستری منتشر شد
فرج الله سلحشور : سينما جايى مناسب براى خانم ها نيست
و نسیم آزادی، بر گیسوان گلشیفته وزید
گفت‌وگو با ترانه عليدوستي؛ بازيگر فيلم «كنعان»
از کلارگ گیبل تا ناصر تقوایی، در کافه گل رضاییه
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
مطالب گذشته
قلب من
از آن روز
خاک آشنا
ترانه علیدوستی و اسپات لایتش
تا روز آزادی
پرچمداران فردا
برای تو
پرهای بسته ی من
فریاد کن
ما می مانیم...
ترانه ی خونین
درباره ی الی...
کولی ها
در به در
پرنده های مهاجر
به من دل نبند
ما زاده ی رنجیم...
یه روزی...
خوب یادم هست...
اون ور میدون ...
آفرینش به روایت من و صادق هدایت !
مردگان دیگر فرمان نمی برند
"بزنگاه" و حکم توقیف !
قصه های ناتمام من و ناصر تقوایی
چخوف بخوانید، چخوف بی همتا !
مدرسه، یا سربازخانه ؟
شک نکن !
وقتی سانسورچی سانسور شد !
تیرکمان
خسرو شکیبایی هم رفت
نام تو
ناخدا خورشید
مردی که ...
خالی خانه
"کنعان"، دو قدم تا ماندگاری
ای شاعر ...
به داد تئاتر شهر برسید !
روشنفکری از نگاه نیما
سینمای اقتباس؛ از آرامش در حضور دیگران تا کنعان
متاسفم خانم نیکی کریمی ...
دلم برای باغچه می‌سوزد
آه، بهروز وثوقی...
آواز گنجشک‌ها و تفکری ماقبل تاریخی
مثل هر روز...
خواب مرگ
تنها صداست که می‌ماند...
ماسوله، میراثی رو به نابودی
اسب‌ها
دیالوگ نویسی
و مانیفست چو...
بارون و پنجره
۷۰ سالگی‌ات خجسته بیضایی بزرگ
با "ابی"
چرا "چای تلخ" نباید ساخته می‌شد!
ايرج جنتي عطايي نمايشنامه نويس و کارگردان
زندگی حیوانی
روشنفکری هفت‌رنگ
شبِ جمعه
هنر، آینه‌ی بی‌خش تاریخ
نمایشگاه عکس ناصر تقوایی
نترسیم
ما می‌تونیم...
آقای فرهادی، تبریک
دستاي من...
نگاه نیما به ازدواج به سبک ایرانی
مرا ببین
دریا !
نوروز 88 خجسته
عشق یا قفس ؟!
وقتی همه خوابیم، چه کسی بیدار است ؟
عادت
تو بیا
پیوندها
بابک بیات
ایرج جنتی عطایی
ابی
ماهنامه خاکستری
اردلان سرفراز
فرید زلاند
Spotlight
احمد فتاحی
پیروز جعفری
مهدی عاطف راد
دینگ دانگ
امیر جمشیدی
ترانه خانه
اصغر فرهادی .... محمد
ترانه علیدوستی .... مهدی
زهرا علی اکبری
بهزاد افشاری
نیما سپنتا
مارال بنی‌آدم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM