
وقتی نام چخوف به میان می آید، بی درنگ یاد پزشکی می افتیم که در دهه های آخر قرن نوزدهم، به جای پزشکی حاذق شدن، داستان نویس و نمایشنامه نویسی می شود که ادبیات و تئاتر جهان را تکان می دهد. نویسنده ای که در سال های کوتاه زندگی اش تعداد بسیار زیادی اثر درخشان و تاثیرگذار را برای تاریخ ادبیات و تئاتر روسیه و جهان به یادگار گذاشت. چخوف دنباله ی نویسندگان بزرگی چون گوگول، تورگنیف، تولستوی و داستایوفسکی ست که با دیدی متفاوت و منحصر به فرد نسبت به این بزرگان، به داستان نویسی و نمایش نامه نویسی پرداخت و به جایگاهی ویژه نیز دست یافت.
داستان نویسی چخوف، به خصوص داستان کوتاه نویسی اش، جهانی ست چند لایه، دارای ظرایف و دقت ها و ریزبینی های خاص، که همراه با نبوغ چخوف در نوشتن سوژه های گوناگون و متنوع همراه است. وقتی به این داستان هایی که اکثر آنها حجمی زیر ده صفحه دارند نگاه می کنید، زبان ساده و بی پیرایه، روایت همراه با طنز، و خلق یک موقعیت داستانی در یک فضا و جغرافیای خاص را شاهد هستیم. اما این اتفاق های طنز آلود و این جغرافیا انتخابی، تنها روایت یک داستان ساده نیست. تمام این داستان ها، با ظاهر و مضمونی کاملا ساده، بیانگر عمیق ترین مشکلات فرهنگی و اجتماعی جامعه ی روسیه در آن سال هاست، که چخوف با ظرافت و هنری مثال زدنی، در قالب داستان های چند صفحه ای به بیان و طرح کردن آنها پرداخته. چخوف از دید بسیاری از هم دوره هایش، نویسنده ای ست که توجه چندانی به مسائل سیاسی و اجتماعی روز نداشته و به نوشتن مسائلی می پرداخته که دردی از مردم روسیه را درمان نمی کرده است.
اما با گذشت بیش از صد سال از داستان نویسی چخوف، و پیشرفت داستان نویسی در جهان، و بازتر شدن دید خوانندگان داستان، همه گان به خوبی فهمیده اند که شیوه ی بیان غیر مستقیم درد ها و کاستی ها و مشکلات جامعه ی روسیه به سبک چخوف، یعنی بیان موضوع در قالب طنز های جذاب و همچنین ایجاد موقعیت های داستانی، جدا از شعار زدگی های مرسوم در عرصه ی سیاست، و عمق و غنا دادن به همین روایت های ساده، باعث شده که امروز آثار چخوف، بهترین عرصه برای برگشتن و شناخت زندگی مردم در اواخر قرن نوزدهم روسیه و درک مشکلات و مسائل اجتماعی و سیاسی آن دوران باشد. چخوف بدون آلوده کرده داستان های خود به بازی های سیاسی، با خلق شخصیت های زنده و حقیقی ای که از میان مردم بیرون کشیده شده بودند، حقیقت را در دل واقعیتی ملموس و قابل فهم، همراه با طنازی های شیرین و جذاب در مقابل دید خوانندگانش قرار داد.
نکته جذاب دیگر نوشته های چخوف برای ما ایرانی ها در این دوران، نزدیکی غریب ضعف های فرهنگی و سیاسی و اجتماعی طرح شده در داستان های او، با شرایط امروز کشور ماست. نوشته های چخوف در صد سال پیش، آینه ای ست از رفتارهای امروز مردم ایران. وقتی داستان رشوه دادن های قهرمانان چخوف را می خوانید، وقتی انسان های متملق و مجیزگو را می بینید، وقتی با خرافه پرستی ها رو به رو می شوید، وقتی با فرصت طلبی ها رو به رو می شوید، وقتی نقش مذهب را در جامعه ی روسیه مشاهده می کنید، وقتی نوع برخورد با هنر و روشنفکر را در این داستان ها می خوانید، به ناگاه برق از سه فازتان می پرد، چون رفتارهای مردم و دولتمردان روس در صد سال پیش، به خوبی با رفتار مردم و دولتمردان امروز ایران مماس و همخوان است. و جالب این جاست که تنها با چخوف خواندن به این رابطه ی عجیب و غریب دست پیدا می کنیم. شاید با داستان های او بتوانیم به کسب شناخت و دانشی در خور، از شرایط سخت و نا متعارفی که در آن زندگی می کنیم برسیم، که اتفاق کوچکی نخواهد بود.
برای همین است که نوشته ام :
چخوف بخوانید، چخوف بی همتا !
پویان مقدسی.